


عاشورای حسینی بر عاشقان امام مهدی تسلیت باد
از علائم حتمی ظهور حضرت مهدی(عج) و نقش بسیار کلیدی ایرانیان، زمینه سازان ظهور حضرت مهدی(عج) در مقالات قبلی به طور مفصلی صحبت کردیم. و از کلام مقدس حضرت علی(ع) دریافتیم که قبل از ظهور امام مهدی(عج)قیامی از سوی ایرانیان انجام خواهد شد و جنگ عظیمی در شرق رخ خواهد داد.
علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار از جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که گفت:
انس بن مالک، خادم رسول خدا ص، برای من نقل کرد که وقتی امیرالمؤمنین ع از جنگ نهروان مراجعت نمود، در «براثا» ـ که محلی میان بغداد و کاظمین بوده است ـ نزول اجلال فرمود.
در آنجا راهبی به نام «حباب» در غاری منزل داشت. همین که راهب سر و صدای لشکر را شنید، از غار بیرون آمد و چون لشکریان حضرت را دید، مضطرب شد. با شتاب از کوه پایین آمد و پرسید:
«این کیست و رئیس این لشکر چه کسی است؟»
گفتند:
«این امیرالمؤمنین ع است که از جنگ با اهل نهروان بازگشته است.»
حباب از میان لشکریان گذشت تا به خدمت امیرالمؤمنین ع رسید و گفت:
«السلام علیک یا امیرالمؤمنین حقاً حقاً.»
حضرت فرمود:
«از کجا دانستی که من به حقیقت امیر مؤمنانم؟»
حباب گفت:
«دانشمندان و علمای ما ما را از این امر آگاه کردهاند.»
حضرت فرمود:
«ای حباب!»
حباب گفت:
«شما از کجا دانستید که نام من حباب است؟»
حضرت فرمود:
«حبیبم، رسول خدا ص، این را به من خبر داده است.»
حباب گفت:
«دست خود را دراز کنید تا با شما بیعت کنم.»
سپس گفت:
«أشهد أن لا إله إلا الله و أن محمداً صلیاللهعلیهوآله رسولالله و أنک علی بن أبیطالب وصیه؛ گواهی میدهم که جز خدای یگانه، خدایی نیست و محمد صلیاللهعلیهوآله فرستاده اوست و تو، علی بن ابیطالب، وصی و جانشین او هستی.»
حضرت پرسید:
«ای حباب، در کجا زندگی میکنی؟»
عرض کرد:
«در غاری که در این بلندی است، منزل دارم.»
حضرت فرمود:
«از امروز به بعد در آنجا سکونت مکن. در اینجا مسجدی بنا کن و آن را به نام سازندهاش نامگذاری نما.»
پس مردی به نام «براثا» آن را ساخت و آن مسجد به نام او معروف شد.
آنگاه فرمود:
«ای حباب، از کجا آب مینوشی؟»
عرض کرد:
«یا امیرالمؤمنین، از دجله آب مینوشم.»
حضرت فرمود:
«چرا در همینجا چشمه یا چاهی حفر نمیکنی؟»
عرض کرد:
«هر وقت چاهی حفر کردیم، آب آن شور بود.»
حضرت فرمود:
«در همینجا چاه حفر کن.»
وقتی حفر کردند، سنگ بزرگی پیدا شد که نتوانستند آن را بیرون بیاورند. امیرالمؤمنین ع خود آن سنگ را بیرون آورد و چون سنگ از جا کنده شد، چشمهای از آب شیرین و گوارا از زیر آن جوشید.
آنگاه حضرت به حباب فرمود:
«از این پس، آب آشامیدنی تو باید از این چشمه باشد.»
سپس فرمود:
«ای حباب، بهزودی در کنار مسجد تو شهری بنا میشود (بغداد) که ستمگران بسیاری در آن خواهند بود و مردم آن گرفتار بلایی بزرگ خواهند شد؛ تا جایی که در هر شب جمعه، هفتاد هزار عمل منافی عفت و زنا در آن انجام میشود.
وقتی ظلم و بلا فراوان گردد، راه این مسجد را میبندند. کسی این مسجد را خراب نمیکند مگر آنکه کافر باشد. سپس آن را دوباره تجدید بنا میکنند.
در مرتبه آخر، هنگامی که مسجد را خراب کنند، مردم را سه سال از رفتن به حج منع میکنند و زراعتهای آنان میسوزد.
خداوند مردی سفاّک و خونریز را بر آنان مسلط میکند که به هیچ شهری وارد نمیشود مگر آنکه آن را خراب میکند و مردمش را میکشد. سپس بار دیگر به سوی آنان بازمیگردد
آنگاه مردم آن سرزمین تا سه سال گرفتار قحطی و سختی میشوند و رنج فراوانی میبینند.
بار دیگر آن مرد خونریز به سوی آنان بازمیگردد و سپس وارد بصره میشود. هر خانهای را که بیابد ویران میکند و ساکنانش را به قتل میرساند و مردم آنجا را نابود میسازد.
این در زمانی است که منطقه «خُربه» آباد شده و مسجد جامعی در آن بنا شده باشد؛ در آن هنگام، زمان نابودی بصره فرا میرسد.
سپس به شهری که حجاج بن یوسف آن را بنا کرده و «واسط» نامیده میشود وارد میشود و همان رفتاری را که با بصره و مردم آن انجام داده است، با آنجا نیز انجام میدهد.
آنگاه متوجه بغداد میشود و بدون آنکه در ظاهر با مردم آن کاری داشته باشد، وارد آنجا میگردد. سپس مردم بغداد به کوفه پناه میبرند؛ زیرا کوفه تا آن زمان نسبت به دیگر شهرها امنتر است
در نسخهای دیگر آمده است که مردم برای حفظ جان خود با شتاب به سوی کوفه میروند تا از هلاکت نجات یابند؛ زیرا هیچ شهری مانند کوفه امنیت ندارد.
سپس آن مرد خونریز و کسی که او را به بغداد آورده است، به سوی قبر من میروند تا آن را نبش کنند..
.
.
.
اللهم عجل لولیک الفرج
این سایت درباره امام مهدی، همان امام فراموش شده از یادها صحبت میکند.
باشد تا جمعی گرد هم آییم و یاد آن امام رفته از یادها را زنده نماییم...
اللهم عجل لولیک الفرج
فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.
