menusearch
toloehaghighat.ir

واژه عجم در قرآن کریم به چه اشاره دارد؟

جستجو
يكشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۱:۴۱:۳۵
۱۴۰۵/۱/۷ جمعه
(2)
(0)
واژه عجم در قرآن کریم به چه اشاره دارد؟
واژه عجم در قرآن کریم به چه اشاره دارد؟

در نوشته قبلی به بررسی کلمه عجم و ارتباط آن با ایرانیان را پرداختیم.

واژه «عجم» در قرآن کریم

واژه و کلمه‌ی «عجم» در قرآن کریم با لفظ «اعجمی» آمده است، اما مفهومی که این لغت در قرآن شریف دارد با مفهومی که در اصطلاح عرب از همین کلمه (یعنی «اعجمی») گرفته‌اند و آن را در مورد ایرانیان به کار می‌برند، تفاوت بسیاری دارد.

زیرا کلمه‌ی اعجمی در اصطلاح قرآن مجید به معنی غیرفصیح و دارای لکنت در زبان است؛ و به کسی گفته می‌شود که نقصی در بیان او باشد.
مثلاً قرآن کریم می‌فرماید:

> «وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ ۖ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ»
(سوره فصلت، آیه ۴۴)

یعنی: اگر ما این قرآن را غیرفصیح (اعجمی) قرار داده بودیم و الفاظ و معانی آن روشن نبود، می‌گفتند چرا آیات آن مفصل و آشکار نیست؟ آیا ممکن است قرآنی اعجمی (غیرفصیح) باشد و پیامبری عرب و فصیح آن را بیاورد؟

در آیه‌ی دیگری نیز قرآن کریم موضوع اتهام مخالفان به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را نقل کرده و در مقام رد گفتار نابخردانه‌ی کفار و مشرکین می‌فرماید:

> «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ۗ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ»
(سوره نحل، آیه ۱۰۳)

ما می‌دانیم که کفار می‌گویند این قرآن را انسانی به او (پیامبر) تعلیم می‌دهد. (در حالی که توجه ندارند) زبان آن کسی که تعلیم قرآن را به او نسبت می‌دهند، غیرفصیح و غیرعربی است، اما این قرآن به زبان عربیِ فصیح و آشکار است.


مفسران بزرگ اسلام در ذیل این آیه‌ی شریفه مطالبی آورده‌اند که ذکر آن‌ها بی‌مناسبت نیست.
در تفسیر برهان، ضمن حدیثی از تفسیر عیاشی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که آن شخص، زبان‌آبی فکیهه بنی‌حضرمیت و یا اعجمی‌اللسان بود که از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پیروی کرده و ایمان آورده بود و از اهل کتاب بود.

قریش گفتند: به خدا سوگند، محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله را او تعلیم می‌دهد.

در تفسیر مجمع‌البیان، نام آن شخص بنا بر قول ابن‌عباس، بلعام ذکر شده است؛ او غلامی رومی بود و در مکه بر دین نصرانیت می‌زیست. به گفته‌ی مجاهد و قتاده، غلامی رومی از بنی‌حضرمیت بود که نامش «یعیش» یا «عایش» بوده است.
و به گفته‌ی دیگر، دو غلام بودند به نام‌های یسار و خیر، و به نظر ضحاک، آن شخص سلمان فارسی (رضوان‌الله‌علیه) بوده است.

در تفسیر المیزان، علامه طباطبایی قول ضحاک را از تفسیر درالمنثور نقل کرده و می‌فرماید: این قول با مکی بودن آیات سازگار نیست؛ زیرا سلمان فارسی در آن زمان هنوز در مکه حضور نداشت و در مدینه به خدمت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله شرفیاب شد

 

در هر حال، مفهوم آیه روشن است و نیاز چندانی به تفسیر ندارد؛ از خود آیه به روشنی معلوم می‌شود که فردی غیرعرب در مکه بوده است که کفار می‌گفتند قرآن را او به پیامبر تعلیم می‌دهد.
اگر چنین فردی در مکه وجود نداشت، قرآن از قول کفار نمی‌فرمود که آنان چنین ادعایی دارند.

بنابراین، از دیدگاه قرآن کریم، افراد غیرعرب و همچنین کسانی که در زبان خود نارسایی و ضعف در بیان دارند، «اعجمی» نامیده می‌شوند؛ خواه عرب باشند یا غیرعرب

حال این پرسش پیش می‌آید که چرا و چگونه واژه‌ی «عجم» تنها در مورد ایرانیان به کار رفته و اعراب، ایرانیان و مردم فارسی‌زبان را «عجم» یا «اعاجم» نامیده‌اند؟
این خود رمزی دارد که شاید بتوان در خلال روایات آینده به راز آن پی برد...

.

.

.

اللهم عجل لولیک الفرج

گروه عاشقان امام مهدی(عج) در پیامرسان ایتا

سفیانی اول در حدیث امام علی(ع)

 share network

ایرانیان در آخرالزمان

ایرانیان در آخرالزمان

ایرانیان در احادیث و آخرالزمان

سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب